تبليغاتX
سیاه و سفید یا رنگی؟

سیاه و سفید یا رنگی؟

به وبلاگ ما خوش آمدید.نظر یادتون نره

سیاه

سلام به همه.

من اومدم به همه ثابت کنم که زندگی یه گندیه که سیاهه.

حرف الکی که نمیزنم.................کی میگه زندگی زیباست!!!!!!!!!

هر خری که میگه زندگی قشنگه بیاد با مدرک به من ثابت کنه.

حالا من بهتون ثابت می کنم که زندگی داغونه داغونه تا کفتون

ببره:

هر روز تکراری تر از دیروز....دیدن ۴تا آدم تکراری تر از خودت، انجام

۴تا کاره تکراری تر از کارهای قبلیت...حرفای تکراری تر از حرفای قبلیت

چون ما بدبختیم جمعه ها میریم مدرسه!

از ۳۶۵ روز سال ۳۶۶ روزش عزاء

بارون که  اسیدیه، هوا هم که سیاهه

جرِأت نداری از لطف و مرحمت برادران بسیجی و خواهران سیبیلو

پاتو بذاری تو خیابون.

برق هاهم که دم به دقیقه قطعه مجبوری بشینی تو تاریک!

...

کسی هست که بگه که زندگی زیباست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 14:43  توسط yasi & pari  | 

روانشناسی رنگ ها

رنگها بر نیازهای روحی-روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند.برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده می شود، در حالیکه در کشوری دیگر نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد.شاید تا به حال از خودتان پرسیده باشید که چرا کشتی و یا هواپیمای سیاه نداریم؟و یا چرا هیچ جعبه شکلاتی سبز نیست؟شاید در این مطلب جوابهایتان را پیدا کنید. متأسفانه به دلیل جذابیت روانشناسی رنگها، این شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سایت، مجله، روزنامه و یا وبلاگی از این مطالب زیاد دیده می شود ولی درست یا غلط بودنشان مشخص نیست.پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود بیست سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است.حال بد نیست از نظر این محقق در مورد روانشناسی رنگها برای بعضی از رنگهای پر طرفدار نگاهی بیاندازیم.

  ابتدا رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید ...

پروفسور لوشر می گوید:

سیاه:سیاه رنگی مطلق است که در فراسوی آن، زندگی تمام می شود.سیاه یعنی نه، که نشانه ای از ترک عشق و انصراف از فعالیتهای جمعی است.به معنی نیستی، ناامیدی به آینده و سکوتی ابدی است و حس سنگینی را به افراد القا می کند.تأثیر خوبی بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفی دارد. دوستداران رنگ سیاه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضی اند.اگر ناراضی نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار می کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضی اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار می کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.طرفداران سیاه زیاد هم ناامید نشوند چون از طرفی دیگر سیاه نمادی از آبرومندی و شرافت است(دیده اید ماشین های شیک و کلاس بالا معمولا" سیاه و براقند)...

ادامه مطلب را یخوانید!

رنگها

 

رنگها بر نیازهای روحی-روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند.برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده می شود، در حالیکه در کشوری دیگر نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد.شاید تا به حال از خودتان پرسیده باشید که چرا کشتی و یا هواپیمای سیاه نداریم؟و یا چرا هیچ جعبه شکلاتی سبز نیست؟شاید در این مطلب جوابهایتان را پیدا کنید. متأسفانه به دلیل جذابیت روانشناسی رنگها، این شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سایت، مجله، روزنامه و یا وبلاگی از این مطالب زیاد دیده می شود ولی درست یا غلط بودنشان مشخص نیست.پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود بیست سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است.حال بد نیست از نظر این محقق در مورد روانشناسی رنگها برای بعضی از رنگهای پر طرفدار نگاهی بیاندازیم.

  ابتدا رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید ...

پروفسور لوشر می گوید:

سیاه:
سیاه رنگی مطلق است که در فراسوی آن، زندگی تمام می شود.سیاه یعنی نه، که نشانه ای از ترک عشق و انصراف از فعالیتهای جمعی است.به معنی نیستی، ناامیدی به آینده و سکوتی ابدی است و حس سنگینی را به افراد القا می کند.تأثیر خوبی بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفی دارد. دوستداران رنگ سیاه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضی اند.اگر ناراضی نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار می کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضی اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار می کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.طرفداران سیاه زیاد هم ناامید نشوند چون از طرفی دیگر سیاه نمادی از آبرومندی و شرافت است(دیده اید ماشین های شیک و کلاس بالا معمولا" سیاه و براقند).


قهوه ای:
آدمهای قهوه ای را بدون قسم خوردن می توان باور کرد، یعنی حرفشان سند است.اما طرفداران این رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانید که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهانی دوم، قهوه ای بوده است). قهوه ایها یا یک بیماری جسمی جدی دارند و یا مشکلی که به نظر آنها غیر قابل حل است، پس این افراد از نظر جسمی و روحی در خطرند.


خاکستری:
خاکستری را در کهنسالان و خانه سالمندان باید پیدا کرد.این افراد معمولا" غمگینند و محافظه کار و حتی اگر آهنگی گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگین است(مثلا" مثل اینکه ایرانیها داریوش گوش کنند)، مثل اینکه به آنها گفته اند خوشی بی خوشی.


قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگی، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سرو صدا هستند.ظاهرا" نیرویشان تمام نشدنی است، خوب مشت می زنند و کتک خورهای خوبی هم هستند. در مجموع و خلاصه اینکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزایش نبض و فشار خون می شود.

آبی:
آبیها خلاقند و همیشه فکرهای تازه می کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتنی هستند و احساساتشان را خوب کنترل می کنند.عاشق تنهایی، احساساتی و ملایم اند.نماد ابدیت و عمق و کمال گرایی است.از ویژگیهای افراد آبی دوست صلح، مهربانی و هماهنگی است. (طرفداران آبی به خودشون نگیرند، همیشه و همه جا استثنا هست).این رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون می شود.


سبز:
آدمهای سبز مذهبی اند.در انجمنهای خیریه یا بیمارستان یافت می شوند!!!مضطرب و انعطاف پذیرند.اگر دنبال شریک(البته شریک تجاری نه زندگی) می گردید سعی کنید سبز باشد(نه اینکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگی مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسیار علاقه به نصیحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجیبی دارند.


زرد:
آدمهای زرد بر خلاف نظر عموم بیمار و رنجور نیستند و منتظر خوشبختیهای بزرگند.آرام و قرار ندارند. توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهی حسود و معمولا" بلند پرواز.


بنفش:
بنفش دوستها صمیمی و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهی آنقدر صمیمی می شوند که قضاوت و تصمیم درست نمی توانند بگیرند.


نارنجی:
نارنجی پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهای دور و درازند.


ارغوانی:
ارغوانی ها پایشان روی زمین است و سر و فکرشان در ابرها پرواز می کند(البته فکر بد نکنید!!).عاشق دین و عرفان اند.اندیشمند و عاشق مناظره و اثبات حقایق، اما هنوز معلوم نیست که چرا یک دفعه از این رو به آن رو می شوند و بنابراین اصلا" به فکر پیش بینی آنها نباشید.
تغییر رنگ محبوب با گذشت زمان امری طبیعی است اما اگر ناگهانی باشد گاهی خطرناک و بحث برانگیز و عجیب است.


گالری عکس نایت اسکین,نایت گالری,عکس عاشقانه,ولنتاین,کارت پستال عاشقانه,عکس های هنری,عکس زیبا,دخترانه,پسرانه,عکس طبیعت

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 19:1  توسط yasi & pari  | 

نامه ی یک متهم...

 

شاکی پرونده سلام ، درسته من متهمم

حتی برای متهم شدن پیش تو هم کمم

چه ذوقی کردم ، شنیدم گفتی شکایت می کنی

اما دلم گرفت که گفتی ، منو اذیت می کنی

من تو رو اذیت می کنم ، منی که می میرم برات

منی که تندی می شکنم زیر تولد نگات

تو حکم من نوشته بود ، طبق مواد یک و بیست

تو روزگار من و تو این کارا عاقلانه نیست

معلومه عاقلانه نیست ، عاشق که عاقل نمی شه

ولی با این جواب من که حکمی باطل نمی شه

شاکی محترم ، گلم ، بگو که زندونیم کنن

بگو پیش پای چشات ، یک شبه قربونیم کنن

بگو به افتخار تو ، بیان منو دار بزنن

علت دیوونگیمو ، تو کوچه ها جار بزنن

بگو که از رو قصمون کلی لالایی بسازن

عکسای زیبا رو ولی اینجا و اونجا ، نندازن

آخه حسودی می کنم ، بفهمن این راز و همه

فردا تقلب کنن از جنون این متهمه 
 

دوس ندارم زیبای من از هر کسی شکی باشه

متهم اون نباید تو کره ی خاکی باشه

شاکی من ، قانون می گه : به هر کی رو کنه جنون

چون قانونو نمی شناسه ، دیگه نه تنبیه و نه اون

متهمت ، اما می خواس ، شامل این بندا نشه

به خاطر همین داره ، بارای عقلو می کشه

نشسته تنها ، این گوشه ، بدون حامی و وکیل

کلی خوشش اومده از عشق تو وجرم و دلیل

خوب می دونه اگه وکیل ببنده این پرونده رو

می چینه از لبای تو گلای سرخ خنده رو

درسته که عاشقتم ، اما مگه من دیوونم

خنده رو از تو بگیرم ، که بی چشات نمی تونم

خلاصه که شاکی ماه ، صاحب پرونده ی من

خاطره ی گذشته هام ، مالک اینده ی من

متهمت قصدی نداشت ، عاشقیشو به دل نگیر

یاسی



+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 20:32  توسط yasi & pari  | 

پس 2012 چه اتفاقی می‌افتد؟ در اين باره نظراتتونو بدين.

دانش  - بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیش‌گویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید. آیا واقعا 3 سال تا آخرالزمان باقی مانده است؟

علی‌رضا نورایی: آخر دنیا نزدیک است! بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیش‌گویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید! از همین الان هم ماشین بازاریابی فیلم در آستانه اکران «2012» بر تبلیغات پیرامون پدیده‌های مرتبط با نابودی جهان این تاریخ افزوده و فضا را برای فروشی بی‌نظیر آماده می‌کند.

اما واقعیت ماجرا چیست؟ آیا واقعا دنیای ما سه سال دیگر به پایان می‌رسد؟ در ادامه، پنج پدیده که طبق پیش‌گویی مایایی زمین را نابود می‌کند، بررسی شده است. شاید شما هم پس از به پایان بردن این مطلب، نظر دیگری درمورد این پیش‌گویی پیدا کنید.

پدیده‌ای فضایی، قطب‌ها را می‌چرخاند

در برخی پیش‌گویی‌ها پیرامون محشر 2012 گفته شده که زمین به واسطه برخورد یک شهاب‌سنگ دچار جابجایی قطب‌ها می‌شود، یا زمین در اثر پدیده‌ای نادر 27هزار سال‌نوری را یک‌شبه طی می‌کند و در مرکز کهکشان راه شیری قرار می‌گیرد؛ و یا داخل زمین به دلیل تشعشعات شدید خورشیدی ناپایدار می‌شود و به مکانی ناامن برای ساکنانش تبدیل می‌شود!

جابجایی قطب‌ها این‌گونه رخ می‌دهد که پوسته و گوشته زمین ناگهان جابجا می‌شوند و با گردش به دور هسته بیرونی زمین، شهرهای ویران را به قعر خود فرو می‌برند.

آدام مالوف، یکی از زمین‌شناسان دانشگاه پرینستون روی پیش‌گویی جابجایی قطب‌ها مطالعه کرده و این ایده آرماگدون 2012 را به چالش کشیده است. به گفته وی، شواهد مربوط به مغناطیس سنگ‌ها دال بر این است که قاره‌های زمین در گذشته چنین نوآرایی شدیدی را تجربه کرده‌اند ولی این فرآیندی میلیون‌ها سال به طول انجامیده و آن‌قدر آهسته اتفاق افتاده که انسان نمی‌تواند چنین چیزی را درک کند.

سیاره‌ای ناشناخته در راه برخورد با زمین

چند سال پیش، تلسکوپ فضایی هابل تصویری بی‌نظیر از ستاره متغیر 838 صورت‌فلکی تکشاخ را در فاصله بیست‌هزار سال‌نوری تهیه کرد که ستاره‌ای از نوع غول‌سرخ را همراه با غبار اطرافش نشان می‌داد؛ اما برخی پیدا شدند و گفتند این تصویر حاوی شواهدی از یک دنیای موهومی با نام سیاره ایکس ونیبیرو است و در مسیری واقع شده که تا سال 2012 به زمین اصابت خواهد کرد.

این در حالی است که به گفته دیوید موریسون، یکی از اخترشناسان ناسا، «هیچ چیزی در آنجا وجود ندارد و این نزدیک‌ترین چیز به حقیقت است! اگر آنجا یک سیاره یا یک کوتوله قهوه‌ای و یا هرچیز دیگری وجود داشته باشد که 3 سال تا ورود به منظومه شمسی فاصله داشته باشد، منجمان قطعا از یک دهه قبل‌تر آن‌را شناخته و در حال مطالعه‌اش بودند! از آن بدتر این‌که اگر چنین چیزی واقعا وجود داشته باشد، حتی امروز با چشم غیرمسلح باید دیده شود».

منشا این ایده در واقع پیش از آغاز شایعات پیرامون 2012 بود. زنی که ادعا می‌کرد از بیگانگان پیغام می‌گیرد، محشر نیبیرو را شایع کرد، تازه او اعلام کرده بود دنیا در سال 2003 به پایان می‌رسد و نه 2012.

مقارنه خورشید و کهکشان به محشر می‌انجامد

برخی رصدگران آسمان باور دارند که سال 2012، مقارنه آسمانی بی‌نظیری روی خواهد داد که برای اولین بار در 26هزار سال گذشته اتفاق می‌افتد. بر پایه این سناریو، مسیر خورشید در آسمان از نقطه‌ای می‌گذرد که قلب کهکشان راه‌شیری در آنجا قرار گرفته است.

برخی نگران آنند که نیروی گرانش خورشید و نیروهای ناشناخته و بسیار قدرتمند کهکشانی یکدیگر را تقویت کنند و و مثلا با پدید آوردن یک جابجایی قطبی یا کشاندن زمین به داخل ابرسیاه‌چاله فوق‌العاده عظیمی که در قلب کهکشانمان لانه گزیده، آخرین روز زمین را رقم بزند.

این درحالی است که هیچ مقارنه یا نظم کهکشانی جدیدی در سال 2012 وجود ندارد. هرسال به‌هنگام انقلاب زمستانی خورشید در نقطه‌ای از آسمان واقع می‌شود که بسیار نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری است. شاید نویسندگان زیج‌ها و تقویم‌های نجومی از چنین مقارنه‌هایی هیجان‌زده شوند، ولی واقعیت آن است که چنین پدیده‌هایی فقط ظاهری است و برای اهل دانش معنی خاصی ندارد. مثال مشهور دیگر، قمر در عقرب است که ماهی یک‌بار اتفاق می‌افتد و هیچ تاثیر و تغییری در کشش گرانشی، تشعشعات خورشیدی، مدار سیارات یا هر چیز دیگری که حیات روی زمین را تحت شعاع قرار دهد، ندارد.

مایا آخر دنیا را در سال 2012 پیش‌گویی کرد
از آپولیناریو شیلی پیکستون نپرسید که آیا پایان دنیا در 2012 است یا نه. ریش‌سفید سرخ‌پوست مایا که در اکتبر 2009 / مهر 1388 در گواتمالا روی صفحه تلویزیون ظاهر شد، اعلام کرد که از این دامن زدن به این موضوع خسته شده است.

به گفته برخی باستان‌شناسان، تقویم مایا آن‌طور که برخی دیگر اظهار می‌کنند در سال 2012 به پایان نمی‌رسد و قدیمی‌ها هم هرگز این سال را به عنوان پایان دنیا نمی‌شناختند. اما روز 21 دسامبر 2012، روز مهمی برای تمدن مایا است.

آنتونی اونی، باستان-اخترشناس در دانشگاه کلگیت در ایالت نیویورک می‌گوید: «این زمانی است که بزرگ‌ترین دوره در تقویم مایا (یک میلیون و 872هزار روز یا 5125.37 سال) به پایان می‌رسد و دوره جدید آغاز می‌شود. در دوران اوج شکوه امپراتوری مایا، آنها تقویم بدون تکرار «شمارش بلند» را اختراع کردند؛ تقویمی با دوره‌ای بسیار طولانی که از بنیان‌های فرهنگی نشات می‌گیرد و به مسئله خلقت باز‌می‌گردد. دوره کنونی تقویم شمارش بلند در آن‌چه مایا به عنوان آغاز آخرین دوره آفرینش (11 آگوست 3114 پیش از میلاد) می‌داند، در انقلاب زمستانی 2012،به پایان می‌رسد. مایا این تاریخ را که هزاران سال پیش از تمدنش است را به عنوان «روز صفر» یا 13.0.0.0.0. نوشته است و در دسامبر 2012 تقویم گردشی مجددا به روز صفر می‌رسد و بازه طولانی دیگری آغاز می‌شود. این ایده حاکی از آن است که زمان و تمام جهان تجدید می‌شود، چه بسا بعد از سپری شدن دوره‌ای پراسترس. این درست مشابه شرایطی است که ما همیشه در روز اول سال، سال را نو می‌کنیم یا حتی در صبح بعد از تعطیلات آخر هفته».

طوفان‌های خورشیدی زمین را ناآرام می‌کنند

برخی دیگر شایع کرده‌اند که در 2012، خورشید فوران‌های مهلکی از شراره‌هایش تولید می‌کند که حرارتش، زمین را بر سر زمینیان ویران می‌کند.

فعالیت‌های خورشیدی در بازه‌هایی تقریبا 11 ساله تغییر می‌کند. البته طوفان‌های بزرگ خورشیدی می‌تواند با اختلال در عملکرد ماهواره‌ها و سیستم‌های مخابراتی و انتقال برق، بخصوص در عرض‌های جغرافیایی نزدیک به قطب، به جوامع و دیگر سیستم‌های زمینی آسیب برساند، ولی هیچ نشانه‌ای حداقل در کوتاه مدت، دال بر این وجود ندارد که خورشید طوفان‌هایی به پا کند که از شدتش سیاره‌مان بریان شود. از سوی دیگر، اخترشناسان براساس دوره‌های یازده‌ساله فعالیت خورشید پیش‌بینی می‌کنند که اوج فعالیت خورشید یکی دو سال دیرتر از 2012 اتفاق بیفتد.

پس 2012 چه اتفاقی می‌افتد؟

بسیاری از پژوهشگران که شواهد پراکنده مقبره مایا را واکاوی می‌کنند، عقیده دارند که امپراتور به روشنی پیش‌گویی کرده که هر چیز ویژه‌ای در 2012 اتفاق خواهد افتاد.

مایا، نگاره‌ای بر جای گذاشته که حتی اگر زمانی برایش مشخص نکرده باشد، به سناریوی پایان جهان در صفحه پایانی متن تقریبا 1100 صفحه‌ای که به عنوان «دست‌نوشته‌های درسدن» شناخته می‌شود، پرداخته است. مطابق توصیف این نگاره، جهان توسط یک سیل نابود می‌شود. این سناریویی است که بسیاری از فرهنگ‌ها به آن پرداخته‌اند و احتمالا توسط مردمان باستان هم تجربه شده است.

به باور آنتونی اونی، منظور سناریوی دست‌نوشته‌ها فقط خوانده شدن به صورت لفظی نبوده؛ بلکه به عنوان درسی در رابطه با رفتار انسان بوده است. او تقویم بدون تکرار مایا را به تجدید دوره سال نوی خودمان تشبیه می‌کند؛ دوره‌ای از فعالیت‌های پرآشوب و پراسترس به پایان ‌می‌رسد و دوره جدید مثل تولدی دوباره آغاز می‌شود که در آن بسیاری افراد تصمیم به بهبود زندگی خود می‌گیرند.

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 13:29  توسط yasi & pari  | 

بچه که بودم...

کارت پستال الکترونیکی عاشقانه,عکس عاشقانه,گالری نایت اسکین,کارت الکترونیکی,کارت هدیه,کارت پستال تولد

وقتي بچه بودم دلم مي خواست دنيا را عوض کنم.


بزرگتر که شدم گفتم دنيا بزرگ است ، کشورم را تغيير مي دهم .


در نوجواني گفتم کشورم خيلي بزرگ است، بهتر است شهرم را دگرگون سازم.


جوان که شدم گفتم شهر خيلي بزرگ است ، محله خودم را تغيير مي دهم.


 به ميانسالي که رسيدم گفتم از خانواده ام شروع مي کنم.


در اين لحظه آخر عمر مي بينم که بايد از خود شروع کنم.


 اگر تغيير را از خود شروع کرده بودم، خانواده ام ، محله ام، شهرم ، کشورم و جهان را به قدر توانم تغيير مي دادم.

این دنیایی بوذ که می خواستم بسازم....


کارت پستال الکترونیکی عاشقانه,عکس عاشقانه,گالری نایت اسکین,کارت الکترونیکی,کارت هدیه,کارت پستال تولد



+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 13:15  توسط yasi & pari  | 

همه چيز درباره رنگ آبي

عکس عاشقانه ، کارت پستال عاشقانه

همه چيز درباره رنگ آبي

«من هيچ گاه از نگاه كردن به آسمان آبي خسته نمي شوم»
                                                                     ويست وان گان

آبي رنگي است كه در عمق وجود انسان ها جاي مي گيرد. رنگ آبي ذاتاً برمي گردد به دو عنصر كه در زندگي ما انسان ها حياتي است يعني هوا و آب.


 
آبي رنگ خوش بيني است. بياييد به سراغ طبيعت برويم! ذر ذهن يك آسمان آبي و يا يك درياي آرام را در يك روز آفتابي تصوركنيد، بله! در طبيعت آبي ياد آور فضايي افقي و بسيار وسيع و باز است. طبيعت دروغ نمي گويد! آبي رنگي بي انتهاست به همين دليل است كه اكثر افراد آبي را به ديگر رنگ ها ترجيح مي دهند. طيف هاي رنگ آبي نيز همانند ذات اين رنگ بي انتها و نامحدود مي باشند. جالب است بدانيد كه هر يك از طيف هاي رنگ آبي انرژي هاي خاص خود را در محيط منتشر مي كنند و ويژگي خاص خود را دارا مي باشند. براي مثال به گفته كارشناسان رنگ، طيف هاي تيره آبي مثل آبي لاجوردي و يا سورمه اي فن بيان و قدرت شفاف سخت گفتن را تقويت مي كنند و طيف هاي روشن آبي نيز مثل آبي ملايم سبب آرامش ذهن و تقويت تمركز در افراد مي شوند. زماني كه محققان از كودكان تست هوش گرفتند، مشاهده كردند كودكاني كه در اتاق هايي با سقف آبي رنگ تست داده اند نمرات بالاتري اخذ كرده اند.

اغلب روانپزشكان براي درمان مرض هايي كه داراي زندگي پر استرس و پر تنشي هستند استفاده هر چه بيشتر از رنگ آبي را به آن ها توصيه مي كنند زيرا به طرز معجزه آسايي تنش و نگراني را از بين مي برد و باعث فروكش كردن استرس مي شود. آبي افراد را دعوت به صحبت و گفتگو مي كند در حالي كه هم زمان آرامش را در فضا القا مي كند و محيط صلح آميز را خلق مي نمايد و شما و مهمانانتان در كنار رنگ آبي در اوج آرامش و راحتي با يكديگر به گفتگو خواهيد پرداخت .



 
همانطور كه گفته شد رنگ آبي در درمان اكثر بيماري هاي رواني از جمله افسردگي ، اعتياد و كم اشتهايي موثر است از اين رو دانشمندان و محققان در زمينه رنگ شناسي به كار بردن رنگ آبي را در مطب ها و وسايل درماني به روانپزشكان توصيه كرده اند. از نظر عقايد باستاني و كهن آبي رنگ برقراري ارتباط است.

از لحاظ علم انرژي شناسي كه سال ها پيش توسط تبيتان مطرح شد بدن داراي مراكز انرژي يا چاكراه هاي انرژي مي باشد . رنگ آبي در چاكراه حنجره قرار دارد. در حقيقت آبي انعكاس صداي ماست! كاربردهاي مهم از رنگ آبي ريشه در تاريخ دارد. در قرون وسطي سنگ لاجوردي حكم طلا را داشت و از لحاظ ارزش باطلا برابري مي كرد و آبي لاجوردي رنگ مهم و محبوب در آن دوره به شمار مي رفت .

رفته رفته آبي رنگ پر كاربرد در نيروي دريايي ، پليس و آتش نشاني شد و  لباس هاي فرم پليس ها آتش نشان ها و افسران نيرو دريايي به رنگ آبي بود. آنها آبي را رنگ امنيت و تمركز در كار مي دانستند. پس از آن آبي راه به خانه ها باز كرد و در طراحي داخلي جايگاه ويژه اي پيدا كرد زيرا احساس خوشايندي را به افراد منتقل كرد: احساس آرامش ، رهايي و وسعت.

آبي رنگي سرد است كه امكان استراحتي آرام را براي شما فراهم مي كند، اگر قصد داريد در مكاني به استراحت بپردازيد توصيه مي كنيم از طيف هاي ملايم و روشن آبي استفاده كنيد.  تركيب آبي و سفيد يك تركيب بكر و كلاسيك است آبي و سفيد مدت هاست كه براي كوسن ها بكار برده مي شود و بسيار هم مناسب است. طيف هاي مختلف آبي و سفيد مي توانند به خوبي كنار هم بنشينند و تركيبي زيبا را خلق كنند – آبي تيره در كنار سفيد شكري و كرم يا آبي روشن در كنار سفيد مرواريدي – آبي و سفيد زوجي هستند كه هميشه پاك و بكر نمايان مي شوند.



 
آبي همواره مناسب ترين رنگ براي سرويس هاي بهداشتي محسوب مي شود. آبي رنگ اقيانوس است ، رنگ دريا ، رنگ رودخانه ، آبي همواره با ما از آب پاك و زندگي بخش سخن مي گويد . اگر مي خواهيد فكر خود را سازماندهي كنيد قسمتي را با رنگ آبي روشن طراحي و خلق كنيد تا در آنجا به راحتي افكار خود را پاكسازي نموده و ذهن خود را سازماندهي نمائيد. فيروزه اي ملايم رنگي بسيار مناسب براي يك سرويس بهداشتي كوچك است زيرا قادر است فضا را بازتر و وسيع تر جلوه دهد.

كاربرد آبي در خانه

آبي روح ما را نوازش مي كند. ابي رنگ آرامش و صلح است، رنگي است كه  اين امكان را به ما مي دهد كه در اوج رهايي رويا پردازي كنيم و ذهن شبيه آسمان آبي، وسيع و بي كران داشته باشيم. بنابراين از آبي در خانه هايتان زياد استفاده كنيد.

از آنجايي كه آبي رنگ شب نيز مي باشد، يكي از موارد استفاده آن در اتاق خواب است. از طيف هاي خواب آور رنگ آبي مثل آبي ملايم ، آبي – طوسي و آبي لاجوردي بيشتر در اتاق خواب استفاده نمائيد.

در سرويس هاي بهداشتي نيز بهتر است از طيف اي رنگ آبي كه بيشتر به رنگ انواع آب ها نزديك است استفاده شود مثلاً آبي آكواريوم ، آبي فيروزه اي و يا سبز-آبي. و اين انتخاب بدين دليل است كه نه تنها اين آبي بيشتر با آب و محيطي كه آب در آنجا نقش اصلي را دارد هماهنگي دارد، بلكه رنگ آرامش و راحتي نيز مي باشد.

از طرفي چون آبي رنگ تمركز و آرامش فكر و روح است، رنگي بسيار مناسب براي اتاق كار نيز مي باشد. آبي هاي ملايم ، و پر انرژي با وسايل و اثاثيه با رنگ روشن و شاد بخوبي تكميل مي شوند و به بهترين نحو تاثير گذارند. براي مثال ديوارهاي اتاق كارتان را مي توانيد به رنگ آبي روشن رنگ آميزي نمائيد و از كمر قرمز، قفسه نارنجي صندلي صورتي و يا چراغ مطالعه زرد نيز در اتاق كار خود استفاده نمائيد. شما حتي اگر تنها يك ديوار را آبي كنيد و ديوارهاي ديگر را سفيد كافي است؛ در همين حد هم رنگ آبي تاثير خود را بر روي محيط مي گذارد. در اتاق هاي شمالي بهتر است بيشتر از آبي فيروزه اي و آبي كبالتي استفاده كنيد. در اتاق هاي آفتابگير از آبي هاي روشن مثل آبي آسماني استفاده كنيد.


 
از آنجايي كه آبي يك رنگ اجتماعي و رنگ برقراري ارتباط است توصيه مي شود از آن زياد در اتاق نشيمن استفاده شود. براي خلق محيطي گرم و پر از نشاط از آبي هاي تيره تر و هم چنين براي خلق فضايي باز و وسيع از آبي هاي ملايم يا آبي – طوسي استفاده نمائيد و براي بيشتر شدن جلوه كار كمي نقره اي به آن اضافه نمائيد.

توصيه مي كنيم كمتر از آبي در فضاهايي كه در آن جا فعاليت زيادي انجام مي شود استفاده كنيد، مثل اتاق بازي بچه ها يا آشپزخانه ( آبي رنگ اشتها آوري نيست‌) هم چنين از رنگ آبي كمي با احتياط در اتاق هاي شمالي و بدون آفتاب استفاده كنيد، زيرا رنگ آبي يك اتاق سرد را سردتر مي نمايد.

آبي در هارموني

آبي دوستان زيادي در ميان رنگ ها دارد! فقط كافيست به طبيعت بنگريد تا زيباترين الهامات را بگيريد و آن ها را در دكوراسيون خانه خود اجرا نمائيد.


 
تمام طيف هاي رنگ آبي به شدت با سفيد هماهنگي و تناسب دارند و در كنار هم تصوير زيبايي را خلق مي كنند. اگر به ابرهاي سفيدي كه رها و آزاد در آسمان آبي شناور هستند و يا امواج سفيد رنگي كه در درياي آبي در تلاطم هستند بنگريد خواهيد ديد كه اين ادعا كاملاً صحيح مي باشد و آبي چه روشن و چه تيره به زيبايي در كنار سفيد مي نشيند و تركيبي چشم نواز را خلق مي كنند.

رنگ ديگري كه بسيار زيبا در كنار آبي جاي مي گيرد رنگ زرد است. باز هم يادآوري مي كنيم كه در انتخاب طيف رنگ هايي كه قرار است كنار هم قرار بگيرند دقت كنيد براي مثال در اين مورد زيباتر است كه آبي تيره در كنار زرد كره اي و آبي آسماني در كنار زرد طلائي ملايم قرار گيرد. لازم نيست همه جاي خانه را آبي و طلائي كنيد. براي خلق جلوه اي بي نظير تنها كافيست يك ديوار اتاق را آبي آسماني كرده و از مبلمان و اثاثيه اي با پارچه طلائي استفاده نمائيد. آبي ملايم و نقره اي نيز تركيبي چشم نوازي را بوجود مي آورند.

تركيبات مدرن رنگ آبي با ديگر رنگ ها شامل تركيب آبي با قرمز، آبي با نارنجي آبي با قهوه اي شكلاتي است كه فضا را به فضايي فانتزي و زيبا تبديل
مي كنند.

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 12:38  توسط yasi & pari  | 

EMO

 

 

 

بنابراین ، همانطور که ما قبلا از بر داشت ، بیان احساسات است قاعده اصلی برای کودکان emo (کسانی که فکر می کنند به خرده فرهنگ emo تعلق دارند). Self-expression, confronting the injustice, especially, sensitive attitude, emo guy is often a vulnerable and depressive teenager. خود بیان ، مبارزه با بی عدالتی ، به خصوص ، نگرش حساس مرد emo اغلب آسیب پذیر و نوجوان افسرده. He can be distinguished from the crowd by his bright appearance; he searches for accomplices (emo boy or emo girl) and dreams of happy love. او را می توان از جمعیت با ظهور خود روشن نیست ، او برای همدستان جستجو (پسر emo emo یا دختر) از عشق و آرزو خوشحالم. Unlike it is now (nobody knows when it has happened – the change in emo-consciousness), emo boy doesn't go on cemeteries, doesn't suck blood and doesn't think of death all the time. بر خلاف آن در حال حاضر (کسی می داند وقتی که آن اتفاق افتاده است -- تغییر در emo - هوشیاری) ، emo پسر ندارد در گورستان رفتن نیست ، آیا خون خورد نمی کند و از مرگ همه هم فکر نمی کنند. “I'm crying” - is showing the face of the person, for emo guy it is peculiar to change mood often and cardinally, he is not able to be quiet. "من گریه" -- نشان چهره شخص ، برای مرد emo است عجیب و غریب برای تغییر روحیه و اغلب cardinally ، او قادر است به آرام نیست. Steadiness, a rest condition, apathy - what is it?! Steadiness ، وضعیت استراحت ، بی تفاوتی -- چه است؟!

 

 yasi & pari

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 20:36  توسط yasi & pari  | 

EMO

اخیرا تعداد زیادی از نوجوانان داشته اند سوال : emo هستند ، و از جایی که آنها ظاهر شد؟ Emo – is reduction from emotion (emotional). Emo -- کاهش از احساسات (عاطفی) است. It started to exist in 80-s' in the west. این آغاز شده در 80 ثانیه وجود ندارد 'در غرب شد. Someone considers that emo is developed indi, others are sure that it comes from a hard-core, having kept the type of the sound, but having changed subjects of songs, the other part of puzzled people keep thinking that “emo” is one of pank fate versions. کسی که معتقد است که توسعه داده شده است emo indi ، دیگران مطمئن هستند که آن را از یک هسته سخت می آید ، داشتن نگه نوع صدا ، اما با تغییر مطالب از ترانه ، بخش دیگری از مردم را متعجب و متحیر دائم فکر می کرد که "emo" یکی از نسخه های سرنوشت pank. Opinions differ much and nobody now can precisely tell, who has played emo-barks the first. دیدگاه ها بسیار متفاوت است و هیچ کس هم اکنون دقیقا می تواند بگوید که بازی کرده است emo - کلمن 1. How to distinguish this style of music from others? چگونه می توانیم این سبک از موسیقی را از دیگران؟ Squeal, crying, groans, the whisper breaking on shout... ضجه ، گریه ، پستها ، شکستن نجوا در فریاد... Texts of the songs are about unfortunate love, about unhappiness, injustice, about the severe world and people full of violence. متن ها از آهنگ برای شما ناگوار در مورد عشق ، در مورد بدبختی ، بی عدالتی ، درباره جهان شدید و مردم پر از خشونت. But emo kids are miscellaneous too. اما بچه ها هستند emo متفرقه بیش از حد. Some of them love more melodious and quiet songs, for other representatives of this subculture it is more pleasant to listen heavy, hysterical compositions. برخی از آنها را دوست ترانه ملودیک تر و آرام ، برای نمایندگان دیگری از این خرده فرهنگ آن را لذت بخش تر است به گوش سنگین ، ترکیبات hysterical.

 

 

 

 

 

 هر دو گروه پسران و دختران emo emo می توانید در زیر لب های رنگ پوست رنگ ، استفاده از کرم پودر نور ، رنگ پریده به نظر می رسد فرد ، چشم ها را با خط چشم رنگ آمیزی شده و به دنبال واقعا به عنوان نقطه روشن در تاریخ صورت می شود. Eyes are a mirror of emos' soul. چشم ها آئینه روح emos. Soul contains all their emotions. روح شامل تمام احساسات خود را. Narrow jeans, sometimes with holes or patches; a belt with a chain or with a pink “hello kitty” or powergirls. شلوار جین تنگ ، گاهی اوقات با حفره و یا لکه ها ؛ کمربند با زنجیره ای یا با رنگ صورتی "سلام زن سبک و جلف" یا powergirls. Fitting T-shirts with ridiculous children's drawings (the Mikki-mouse, a SpongeBob SquarePants), black with names of emo-groups, with the crossed pistols (a classical inscription: bang-bang) or with the hearts broken off in shreds on a breast – emo clothes really differs from our usual one. اتصالات تی شرت با نقاشی های بچه ها مضحک است (Mikki - موش ، SquarePants SpongeBob) ، سیاه و سفید را با نام emo - گروه ، با تپانچه عبور (کلاسیک کتیبه : بنگ ، بنگ) و یا با قلب خاموش در خرد کن در شکسته پستان -- لباس emo واقعا از 1 طبق معمول ما متفاوت است. Standing gym shoes, on their hands they have multi-coloured bracelets, on their neck they wear a large bright beads or the white pearls borrowed from the grandmother. کفش ورزشگاه ایستاده ، در دست خود آنها دستبند چند رنگی ، در گردن خود را می پوشند مهره های بزرگ و روشن و یا مروارید سفید با اقتباس از مادر بزرگ. A sweater with v-cut, jackets with badges, jumper looks like was produced in the USSR period, a waistcoat with rhombuses as the grandfather wore, the long striped scarves, pierced tongue, lips, ears, a nose, nose bridge– emo love something unusual and controversial. پلوور با پنجم برش ، کت با مدالها ، بلوز به نظر میرسد در دوره اتحاد جماهیر شوروی تولید می شد ، نیم تنه یا ژیلت با rhombuses به عنوان پدر بزرگ پوشیده ، روسری بلند راه راه ، زبان سوراخ شده ، لب ها ، گوش ها ، بینی ، بینی پل - emo عشق چیزی غیر معمول و مورد بحث است. How to lose 10 pounds in a week tolose10pounds.com چگونه از دست دادن 10 پوند در هفته tolose10pounds.com
It is important as all emo thin. مهم است در حالی که همه emo نازک.

 

 

 

yasi & pari

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 20:20  توسط yasi & pari  | 

اس ام اس سرکاری ،خنده دار،عاشقانه و...

اس ام اس سرکاری ،خنده دار،عاشقانه و...

الهی شمع بشی،پروانه شم،دورت بگردم...

بعدش فوتت کنم،خاموش بشی هرهر بخندم


دختری زشت روبه نامزدش کرد و گفت:شباهت و خورشید چیه؟

 نامزدش گفت:به هردوتاتون  نمیشه مستقیما نگاه کرد!


  فقط موجهای دریاهستندکه عاشقن،آره فقط اوناهستن،

بااین که می دونن اگه برسن به ساحل میمیرن  ولی بازم بیقرار رسیدنن

 


 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 11:32  توسط yasi & pari  | 

هر چی دوست داری اسمشو بذار...


دنیا دیوارهای بلند دارد و درهای بسته که دور تا دور زندگی را گرفته اند.

نمی شود از دیوارهای دنیا بالا رفت، نمی شود سرک کشید و آن طرفش را

دید. اما همیشه نسیمی از آن طرف دیوار کنجکاوی آدم را قلقلک می دهد.

کاش دیوارها پنجره داشت و می شد گاهی به آن طرف نگاه کرد.

شاید هم پنجره اش زیادی بالاست و قد من نمی رسد.

البته می شود از دیوارها فاصله گرفت واصلا فراموش کرد و

قاطی زندگی شد، یا اینکه می شود تیشه ای برداشت و کند وکند.

شاید دریچه ای ،شاید شکافی ،شاید روزنی،

سر سوزن برای رد شدن نور، برای عبور عطر و نسیم، برای…

بگذریم…

گاهی ساعتها پشت این دیوار می نشینم و گوشم را می چسبانم به آن تا

اگر همه چیز ساکت باشد صدای باریدن روشنایی را از آن طرف بشنوم .

اما هیچ وقت همه چیز ساکت نیست و همیشه چیزی هست

که صدای روشنایی را خط خطی کند…

دنیا بلند است و من گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار.

مثل بچه بازیگوشی که توپش را از سر شیطنت به خانه همسایه می اندازد،

به امید آنکه در آن خانه باز شود.

گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار . آن طرف، حیاط خانه خداست...

و آن وقت هی در می زنم، در می زنم ، در می زنم ، و می گویم:

"دلم افتاده توی حیاط شما، می شود دلم را پس بدهید؟"

کسی جوابم را نمی دهد، کسی در را برایم باز نمی کند.

اما همیشه ، دستی ، دلم را می اندازد این طرف دیوار.

همین… ومن این بازی را دوست دارم .

همین که دلم پرت می شوداین طرف دیوار ، همین که...

من این بازی را ادامه می دهم و آنقدر دلم را پرت می کنم، آ

نقدر دلم را پرت می کنم تا خسته  شوند.تا دیگر دلم را پس ندهند.

تا آن در را باز کنند و بگویند:"بیا خودت دلت را بردار و برو."

آن وقت من می روم و دیگر برنمی گردم و

من این بازی را ادامه می دهم…

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 16:52  توسط yasi & pari  |